21 رمزموفقیت میلیونرهای خودساخته-برایان تریسی
توضیحات : این کتاب برخلاف اسمش که ظاهرا شبیه کتابهای پولسازی به حساب می آید ،کتابی است حاوی نکاتی بسیار ریز ولی جالب . مهم نیست که قصد میلیونر شدن دارید یا نه ، نکات این کتاب بیش از آنکه شما را میلیونر کند به شما کمک خواهد نمود که در زندگی شغلی و حرفه ای خود تفاوت قابل ملاحظه ای با سایر همکاران خود داشته باشید. این کتاب دارای 21 فصل است که در هر شماره از این خبرنامه باتوجه به حجم هر فصل ممکن است که یک یا دو فصل از کتاب درج گردد. برخلاف پیش گفتار و مقدمه کتاب که تقریبا طولانی محسوب میشود ، سایر فصلهای کتاب کوتاه بوده و خواندن آن بیش از چند دقیقه زمان نیاز ندارد.
نام کتاب : 21 رمز موفقیت میلیونرهای خودساخته
نویسنده : برایان تریسی
پیشگفتار نویسنده :
کتاب حاضر ،حاصل 15 سال تحقیق ،تدریس و تجارب شخصی برروی موضوع میلیونرهای خودساخته است.این نوشتار دربرگیرنده ایده هاو راهبردهای کلیدی است که من پس از مطالعه صدها کتاب و هزاران مقاله درمورد جمع آوری ثروت به دست آورده ام.این ایده ها و راهبردها آزمایش و ثابت شده به وشکلی ساده و قابل استفاده ارائه شده اند تاشما بتوانید بلافاصله آنهارا آموخته و به کار بگیرید.
در سن نوجوانی در شهر پومونا در کالیفرنیا زندگی میکردم،در خانه ای که هرگز پول کافی وجودنداشت. در آن موقع رویا و آرزوی من این بود که قبل از سن سی سالگی میلیونر بشوم .مطمئنا خیلیها این آرزو را دارند.
با این حال هنگامی که به سن 30 سالگی رسیدم ،وضعیت من باسن 20 سالگی تفاوتی نداشت.ولی ناگهان کاری کردم که زندگیم را دگرگون کرد. من این سئوال را ازخود پرسیدم که چرا بعضی هاموفق تراز دیگران هستند. مخصوصا میخواستم بدانم چگونه است که بعضیها با دست خالی شروع میکنند و نهایتا میلیونر میشوند. این سئوال مرا به جستجوی پاسخهایی واداشت که منجر به نوشتن این کتاب شد.
من میلیونرهای خودساخته را محور اصلی زندگیم قراردادم زیرا این افراد صفات و رفتاری را بروز میدهند که قابل مشاهده و سنجش است. آنها با انجام مکرر کارهایی مشخص به نحوی خاص از مرز جادویی یک میلیون دلار میگذرند.
من یادگرفتم که برای دستیابی به موفقیتهای بزرگ درزندگی باید به شخصی خاص تبدیل شد. برای پیش افتادن از اکثریت باید صفات و انظباطی را داشته باشید که افراد متوسط فاقد آن هستند.
مهمترین عامل در کسب موفقیتهای بزرگ مالی پول نیست بلکه تبدیل شدن به کسی است که میتواند چنین ثروتی را به دست آورد و سپس آنرا نگهداری کند.
این بیست و یک رمز موفقیت ، کلید کامیابی در تمام حوزه های زندگی است صرف نظر از اینکه ثروتی به دست بیاید یانه . نکته دیگر اینکه این اصول به قدری توانمند هستند که میتوانید آنها را برای بدست آورند هرچیزی که واقعا بخواهید به کار بگیرید. بسیاری از این روشها برایتان آشنا خواهند بود زیر آنها طی صدها سال به کار گرفته شده و پس از فراموشی دوباره کشف شده اند. من خود را بیشتر یک شاگرد موفق ،یک خواننده ،محقق تحلیلگر و معلم این ایده های بزرگ میدانم تا مبتکر یک فکر نو و به این گفته باستانی اعتقاد دارم که "در زیر آسمان هیچ چیز حدیدی وجود ندارد ."
چون شما این کتاب را انتخاب کرده اید،میدانم یکی از اهداف مهمتان در زندگی این است که به یک شخص فوق العاده تبدیل شده و توانایی های بالقوه خود را هرچه بیشتر به ظهور برسانید. هریک از این رموز موفقیت شمارا یاری میدهد تا با سرعت بیشتری به سوی یک زندگی متعالی که برایتان امکان پذیر است بشتابید.سفر خوش!
برایان تریسی
مقدمه
قانون علت و معلول
آنچه شروع به خواندن کرده اید میتواند زندگی شما را متحول کند.این ایده ها ،بینش ها و راهبردها ، جایگاه پرش به سوی موفقیتهای مالی برای میلیونها مرد،زن ،پیر و جوان و فقیر و غنی بوده است. به کارگیری این اصول،ساده ،موثر و تقریبا آسان است .اینها بارها مورد آزمایش قرار گرفته و تاثیرشان به اثبات رسیده است .اگر شما نیز آنها را به کار ببندید قطعادر زندگیتان موثر خواهد بود.
اکنون ما در متعالی ترین عصر در تاریخ بشر زندگی میکنیم. تعداد افرادیکه امروزه از هیچ شروع کرده و ثروتمند میشوند به حدی است که در گذشته تصور نمیشد. بیش از هفت میلیون نفر میلیونر در آمریکا وجود داردکه اغلب خودساخته هستند و تعداد آنها بطور سالیانه بین 15 تا 20 درصد افزایش میابد. ما حتی تعداد زیادی ده میلیونر ،صد میلیونر و بیش از دویست نفر میلیاردر خودساخته داریم. هرگز در تمام تاریخ ، گردآوری ثروت به این سرعت دیده نشده است.
بهترین خبر اینکه تقریبا همه این افراد با هیچ شروع کرده اند.بیش از نود درصد کلیه افراد موفق امروز، در آغاز فقیر یا تقریبا فقیر بوده اند. هر میلیونر خودساخته بطور متوسط سه و دودهم بار ورشکست یا تقریبا ورشکست شده است .اکثر افراد ثروتمند بارها با شکست مواجه شده اند تا اینکه نهایتا از فرصت مناسب استفاده کرده اند و آنرا به موفقیت مالی تبدیل نموده اند.کاری را که صدها هزار و بلکه میلیونها نفر توانسته اند انجام دهند شما هم میتوانید.
قانون حاکم بر سرنوشت انسان قانون علت و معلول است که ساده و در عین حال خیلی قدرتمند است .این قانون میگوید که هرعلتی به وجود آورنده معلول یا اثر خاصی است. به عبارت دیگرهر عملی را عکس العملی است. طبق این قانون موفقیت تصادفی نیست.موفقیت مالی نتیجه انجام مکرر اعمالی مشخص است تا اینکه موفقیت مورد نظر به دست آید.
طبیعت بی طرف است.برای دنیای عادی،بازار یا اجتماع فرقی نمیکند که شما چه و که هستید. قانون علت و معلول میگوید اگر شما آنچه را که دیگر افراد موفق انجام میدهند بکنید،نهایتا به همان نتایجی که آنها رسیدند دست خواهید یافت.و اگر چنین نکنید موفقیتی در انتظار شما نخواهد بود.طبق این قانون هنگامی که شما رموز موفقیت میلیونرهای خودساخته را می آموزید و به کار میبرید،نتایج و پاداشهایی خیلی فراتر از آنچه که تاکنون به دست آورده اید خواهید یافت .
این نکته مهم را به یاد داشته باشید.هیچکس بهتر از شما و هیچکس زرنگتر از شما نیست.تکرار میکنم : هیچکس بهتر از شما و هیچکس زرنگتر از شما نیست. این افکار را از سرتان بیرون کنید. یکی از دلایل اولیه برای دست کم گرفتن خود و عدم کامیابی و موفقیت مالی تان این باور است که آنهایی که موفق ترند بهتر از شما هستند.این موضوع حقیقت ندارد.
واقعیت این است که اغلب میلیونرهای خودساخته مردمی عادی هستند با تحصیلات،شغل،زندگی خانه و اتومبیل متوسط. ولی آنها دریافته اند که سایر افراد موفق چگونه عمل میکنند و سپس همان اعمل را بارها و بارها تکرار کرده اند تا اینکه به همان نتایج دست یافته اند. هیچ شانس یا معجزه ای درکار نیست. اگر شما دارای همان افکار و اعمال میلیونرهای خودساخته باشید ، به زودی همان نتایج و منافع را به دست می آورید. این موضوع به اصل علت و معلول بستگی دارد.
برای موفقیت در این راه 21 رمز وجود دارد که انجام هریک برای دستیابی به استقلال مالی ضروری است . به کار نگرفتن هریک از این اصول به تنهایی میتواند اثر منفی داشته و حتی امکان دارد تندرستی،خوشحالی و کامیابی شما را از بین ببرد.
یک نکته اینکه شما میتوانید هریک از این اصول را با تمرین و تکرار بیاموزید تا اینکه مانند نفس کشیدن برایتان طبیعی شود. این رموز را میتوانید مثل دوچرخه سواری و رانندگی یادبگیرید و در زندگی به کار ببرید. محدودیتی نیز وجود ندارد بجز محدودیتی که با افکارتان برای خود ایجاد کنید.اکنون شروع میکنیم…
فصل 1 : رویاهای بزرگ در سر بپرورانید:
فقط رویاهای بزرگ میتوانند روح انسانها را به حرکت در بیاورند. (مارکوس ارلیوس)
اولین رمزمیلیونرهای خودساخته این است:رویاهای بزرگ درسر بپرورانید.به خودتان اجازه بدهید که برای داشتن یک زندگی دلخواه،تصورات و رویاهایی داشته باشید و درمورد میزان درآمدو حساب بانکی دلخواهتان فکر کنید.
همه انسانهای بزرگ با رویای چیزهای دلخواه و متفاوت ازآنچه امروز دارند شروع میکنند.ترانه ای است که میگوید "برای اینکه رویایت به حقیقت بپیوندند باید رویا داشته باشی" این درمورد شما وهرکس دیگری نیز درست است.
تصور کنید هیچ محدودیتی برای آنچه که میتوانید باشید و آنچه که میتوانیدداشته باشید یاانجام دهید وجود ندارد.فقط یک لحظه فکرکنید که شما دارای وقت،پول،تحصیلات،تجربه،دوستان،روابط ،منابع لازم و هرچیزدیگری که نیاز دارید هستید تابه خواسته هایتان در زندگی دست پیداکنید.اگرتوانایی های شما کاملا نامحدود باشد چه نوع زندگی برای خود و خانواده تان فراهم خواهید کرد؟
تفکر "برگشت از آینده" را تمرین کنید.این روش بسیار قدرتمند است و دائما توسط افرادموفق به کار گرفته میشود. این نحوه تفکر اثر شگفت انگیزی برذهن و افکار شما دارد.روش کار چنین است : خود را پنج سال به جلو ببرید.مجسم کنید که پنج سال گذشته و اکنون زندگی شما از هرجهت کامل است.زندگیتان چگونه به نظر میرسد؟ چه میکنید؟ کجا کار میکنید.در آمدتان چقدر است؟ نقدینگی حساب بانکی تان چقدر است؟به چه سبکی زندگی میکنید؟
تصویری از آینده بلندمدت خودخلق کنید.هرچه تصویر مربوط به تندرستی،خوشحالی و کامیابی شما واضحتر باشد پیشرفتتان به سوی آنها و حرکت آنها به سوی شما سریعتر خواهدبود. هنگامی که تصور ذهنی روشنی از وضعیت آینده خود خلق میکنید ،برای تبدیل شدن به آن به واقعیت ،فردی مثبت تر،دارای انگیزه قویتر و مصمم تر خواهید شد.به این ترتیب استعداد ذاتی خودرا تحریک کرده و ایده های فراوانی از ذهنتان تراوش میکند که همگی به تحقق تصویر ذهنتان کمک میکند. شما همیشه تمایل به حرکت در جهت رویاها،تصاویر و بیشنهای مهم خود دارید.همینکه به خود اجازه دهید رویاهای بزرگ داشته باشید ،قدر و احترام بیشتری برای خودتان قائل میشوید و اعتماد به نفس و خوشحالیتان افزایش میبابد.رویاها و بینش ها ایجاد هیجان میکنند و باعث تحریک شما در جهت بهتربودن و موثر تر عمل کردن میشوند.
این سئوال مهم را بارها از خود بپرسید و به آن جواب بدهید : اگر از تحقق آن مطمئن بشوم،بزرگترین آرزوی من چه خواهد بود؟
اگر موفقیت شما برای دستیابی به یک هدف ،چه بزرگ و چه کوچک ،کوتاه مدت یا بلندمدت صد درصد تضمین شده باشد،آن هدف چه خواهد بود؟ اگر از تحقق آن مطمئن باشید در رویای خود چه هدفی را تصور میکنید؟ این هدف هرچه هست آن را بنویسید و مجسم کنید که هم اکنون به آن دست یافته اید.سپس به عقب و به وضعیت کنونی خود برگردید.چه اقداماتی برای رسیدن به این هدف باید انجام دهید؟چه تغییراتی باید در زندگیتان ایجادکنید؟ چه چیزهای جدیدی را باید شروع و چه چیزهایی را باید متوقف کنید ؟ باچه کسانی باید معاشرت کنید و یا نکنید؟اگر زندگیتان از هرجهت کامل باشد چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
ببینید چه کارهایی را باید به نحوی متفاوت انجام دهید و این تغییر روش را از همین امروز شروع کنید
داشتن رویای بزرگ ،نقطه شروع دستیابی به استقلال مالی است.بزرگترین علت عدم موفقیت مالی مردم این است که هرگز به فکر آنها خطور نمیکندکه میتوانند.در نتیجه هیچوقت شروع و سعی نمیکنند. آنها همینطور دور خودشان میچرخند و تمام درآمدشان را به اضافه کمی بیشتر خرج میکنند.ولی هنگامی که درمورد موفقیتهای مالی رویاهای بزرگ در سرداشته باشید ،نظرتان نسبت به خودتان و زندگیتان تغییر خواهد کرد و امور خودرا به تدریج به گونه ای دیگر انجام میدهید تا اینکه تغییراتی گسترده و مثبت در زندگیتان ایجادشود.داشتن رویاهای بزرگ ،نقطه شروع موفقیت مالی و میلیونر شدن است .
تمرین عملی :
با فرض اینکه موفقیت شما صددرصد تضمین شده باشد لیستی از اقداماتی که باید انجام دهید تهیه کنید.سپس یک اقدام را انتخاب و بلافاصله دست به کارشوید.
فصل 2 : حس هدفمندی رادرخود پرورش دهید:
کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در ناهموارترین راهها به جلومیرود.شخص بدون هدف درهموارترین راهها هم پیشرفتی نخواهد داشت.(توماس کارلایل)
رویاهای خودرا به صورت اهدافی مشخص و روشن روی کاغذ بیاورید.شایدبزرگترین کشف درتاریخ بشراین باشد."شما همان میشوید که اغلب به آن فکر میکنید" دوعاملی که بیش از هرچیز دیگر برزندگی شما تاثیر میگذارد یکی این است که اغلب اوقات به چه چیز فکر میکنید و دوم اینکه چگونه به آن فکر میکنید. افراد موفق بیشتر اوقات به اهدافشان فکر میکنند درنتیجه مدام به اهدافشان نزدیکتر شده و اهداف نیز مرتبا به آنها نزدیکتر میشوند.هر آنچه بیشتر اوقات به آن فکرکنید در زندگیتان رشد میکند.اگر درمورد اهدافتان فکر،صحبت و تجسم کنید موفقیت شما بسیار بیشتر از کسی خواهد بود که اغلب در مورد نگرانی ها و مشکلاتش فکر و صحبت میکند.
در اینجا یک فرمول ساده هفت مرحله ای برای هدف گذاری و نحوه دستیابی به آن ذکر میشود که میتوانید برای میلیونر شدن از آن استفاده کنید:
1- دقیقا مشخص کنید در هر حوزه از زندگی بخصوص در مورد وضعیت مالیتان چه میخواهید.اغلب مردم هرگز چنین کاری نمیکنند.
2- خواسته های خودرا بصورت اهدافی مشخص و روشن یادداشت کنید.با انجام اینکار واقعه شگفت آوری بین مغز و دست شما اتفاق می افتد.
3- برای دستیابی به هریک از اهداف زمان خاصی را تعیین کنید.اگر هدف بزرگ باشد آنرا به اهداف کوچکترتقسیم کنید و برای انجام هریک مهلتی تعیین کنید.
4- لیستی از کلیه اقداماتی که برای دستیابی به هدفتان ضروری است تهیه کنید و ایده های جدیدی را که به فکرتان خطور میکند مرتبا به لیست اصافه کنید تا تکمیل شود.
5- لیست تکمیل شده را براساس درجه اهمیت اولویت بندی کنید تا برنامه کاریتان به دست آید.
6- براساس این برنامه بلافاصله کاررا شروع کنید.تعداد اهداف و برنامه های بزرگی که به علت تنبلی و تاخیر هرگز به ثمر نمیرسند حیرت انگیز است.
7-ازهمه مهمتر اینکه هرروز کاری کنید که شما را حداقل یک گام به مهمترین هدفتان نزدیکتر کند.در هرکاری که مصمم به انجام آن باشید تعهد به عمل روزانه موفقیت های درخشان به بار می آورد.
این تمرین را انجام دهید: دربالای یک برگ کاغذ بنویسید "هدفها" و تاریخ روز را نیز اضافه کنید.سپس لیستی از ده هدف مربوط به 12 ماه آینده تهیه کنید.اهداف را به زمان حال بنویسید .درست مثل اینکه یک سال گذشته است و به آنها دست یافته اید. هر هدف را با کلمه "من" شروع کنید تا به شخص شما مربوط شود.با تهیه این لیست شما در زمره یک اقلیت 3 درصدی در اجتماع قرار خواهید گرفت.واقعیت اسفناک این است که 97 درصد از افراد بالغ اجتماع هرگز در زندگیشان لیستی از اهداف خود تهیه نکرده اند.
پس ازتهیه لیست ده هدفی،آنها را مرور کنید و این سئوال را از خودتان بپرسید " دستیابی به کدامیک از این اهداف بیشترین تاثیر مثبت را در زندگی من خواهد گذاشت ؟" یک دایره دور پاسخ این سئوال بکشید و آنرا مهمترین و اولین هدف خود در آینده قرار دهید. برای رسیدن به این هدف ،زمانی خاص و برنامه ای معین کنید.براساس این برنامه عمل نمایید و هرروز اقداماتی انجام دهید که شما را به هدفتان نزدیکتر کند.
از این پس همیشه در مورد این هدف و چگونکی دستیابی به آن فکر و صحبت کنید و همه اقداماتی را که در جهت تحقق آن ضروری است مد نظر قرار دهید. با این تمرین ،خلاقیت شما تحریک میشود،انرژی تان افزایش میابد و توانایی های بالقوه تان بشی از پیش شکوفا میشود.
تمرین عملی :
همیشه روی کاغذ فکر کنید. به آرامی بنشینید و شروع به نوشتن اهدافتان و برنامه ای برای دستیابی به آن رها کنید.همین تمرین به تنهایی میتواند از شما یک میلیونر خودساخته بسازد.
فصل 3 : خود را دارای شغل آزاد بدانید :
من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم (ویلیام هنلی)
از این پس مسئولیت 100 درصد آنچه را که هستید یاخواهید بود قبول کنید.از بهانه تراشی و سرزنش دیگران برای مشکلات و کمبودهای خود دست بردارید.شکایت از ناملایمات و انتقاد از دیگران را متوقف کنید.تنها خودتان مسئول هستید.اگر در زندگیتان چیزی هست که از آن ناراضی هستید تغییر آن به عهده خودتان است.کنترل به دست شماست.
موفق ترین آمریکایی ها که 3 درصد جمعیت را تشکیل میدهند باهرنوع شغلی خودرا دارای شغل ازاد میدانند. اشتباه شما این است که فکر کنید برای کسی غیر ازخودتان کارمیکنید. شما رئیس خودتان هستید و درهرجا که باشید همیشه رئیس شرکت ارائه خدمات شخصی خودتان هستید.
وقتیکه خود را دارای شغل آزاد بدانید،ذهنیت کارآفرین در شما پدید می آید که استقلال ،احساس مسئولیت و خود انگیزشی از نشانه های آن است. به جای آنکه منتظر وقایع باشید ، آنها را به وجود می آورید. شما خود را رئیس زندگیتان میدانید و کنترل کامل سلامتی،خودکفایی مالی ، آینده شغلی،روابط،سبک زندگی،محیط خانه،اتومبیل و هرعنصر دیگری را در دست خواهید داشت.زمینه ذهنی خودساخته چنین است .
افراد مسئول شدیدا نتیجه گرا و همیشه پیشگام هستند.آنها داوطلبانه مسئولیت قبول میکنند و همیشه وظایف بیشتری را برعهده میگیرند و در نتیجه تبدیل به با ارزشترین و محترم ترین افراد سازمان خود میشوند. این افراد مدام خود را برای داشتن موقعیتهایی با اختیارات و مسئولیتهای بالاتر در آینده آماده میکنند.شمانیز باید همینطور باشید.
به این سئوال پاسخ دهید: اگر شما برای یک روز رئیس شرکتتان باشید،یا اینکه اگر در جایی که کار میکنید مسئولیت کامل نتایج را برعهده داشته باشید، چه تغییری را بلافاصله ایجاد میکنید؟این تغییر را ،هرچه هست ، یادداشت کنید برنامه ای برای آن تهیه کنید و همین امروز اجرای آنرا آغاز کنید. همین عمل به تنهایی قادر به ایجاد دگرگونی در زندگی شماست.
تمرین عملی :
دلایل و بهانه های عمده ای را که مانع پرداختن کامل شما به اهداف مالی تان میشود شناسایی کنید. آیا در زندگیتان کسی یا چیزی هست که آنرا مانع پیشرفتتان بدانید؟هرچه که باشد شما تنها خود را مسئول بدانید و از همین امروز کار را با این دید آغاز کنید.
فصل 4: کاری را که واقعا دوست دارید انجام بدهید :
وقتیکه کاری را انجام دهید که واقعا آنرا دوست دارید،دیگر هرگز حتی یک روز هم کار نخواهید کرد. (برایان تریسی)
انجام آنچه که واقعا دوست دارید ار رموز مهم موفقیت مالی است. یکی از وظایف اولیه و مهم شما در زندگی تشخیص این است که از انجام چه کاری لذت میبرید و استعداد طبیعی شما در چه زمینه ای است.سپس با تمام قوا به انجام آن پرداخته و آنرا به بهترین وجه انجام دهید.
میلیونرهای خودساخته آنها هستند که زمینه ای دقیقا متناسب با توانایی ها و نقاط قوت طبیعی خود یافته و سپس به نتایج مطلوب رسیده اند. اغلب میلیونرهای خودساخته میگویند "هرگز حتی یک روز در زندگیشان کار نکرده اند" شما باید رشته ای را بیابید که بتوانید کاملا مجذوب آن شوید،شغل یا زمینه فعالیتی که برایتان جاذبه فراوانی داشته باشد و توجه تان را کاملا به خود جلب کند.زمینه ای که بطور طبیعی استعدادها و توانایی های خاص شما را بروز دهد.
وقتیکه شما آنچه را که واقعا دوست دارید انجام دهید،یک جریان ممتد هیجان ،انرژِی و ایده های جدید ایجاد میشود که موجب عملکردی حتی بهتر از قبل خواهد شد.
این سئوال را پاسخ دهید : اگر همین فردا یک میلیون دلار برنده شوید، آیا به کاری که امروز مشغول هستید ادامه میدهید ؟
این سئوال مهمی است.در واقع میپرسد که اگر تمام پول و وقت لازم در اختیارتان باشد و برای انتخاب شغل آزاد باشید چه خواهید کرد؟اگر میلیونرهای خودساخته یک میلیون دلار پول نقد برنده شوند، به کار فعلی شان ادامه خواهند داد.فقط ممکن است کارشان را بهتر یا در سطح بالاتری انجام دهند.آنها به قدری به کارشان علاقه دارند که حتی فکر اینکه آن را ترک کنند یا بازنشسته بشوند به ذهنشان خطور نمیکند.
اگر شما با انتخابهای گوناگون بین زمینه های کاری مواجه هستید،شاید بزرگترین مسئولیت تان این باشد که ببینید چه کاری را واقعا دوست دارید و سپس خود را وقت آن کنید.هیچکس جز خودتان قادر به انجام این کار مهم نیست.
تمرین عملی :
کاری را که بیشتر از بقیه دوست دارید مشخص کنید.جه عواملی تا کنون موجب کسب موفقیت شما در زندگی بوده است ؟ اگر قرار باشد کاری را شروع کنید و سپس موفق شوید آن کار چه خواهد بود؟آن را به عنوان یک هدف پیش روی خود قرار دهید.برای آن برنامه ریزی کنید و سپس حرکت به سوی آنرا همین امروز شروع کنید .
فصل 5: درکارخود همیشه بهترین باشید :
کیفیت زندگی شما صرف نظر از اینکه درچه حوزه ای کار میکنید بستگی دارد به اینکه تا چه حد خود را متعهد میدانید که در کارخود بهترین باشید (وینس لومباردی)
همین امروز اراده کنید که در کارتان بهترین باشید و این را که جزء 10 درصد بهترین های رشته خود باشید به عنوان یک هدف تعیین کنید.این تصمیم میتواند نقطه عطفی در زندگی شما باشد. عملا همه افراد موفق دارای توانایی های فوق العاده ای در زمینه کاری خود هستند.
به خاطر داشته باشید که هیچکس از شما بهتر و زرنگتر نیست و هرکسی که امروز جزء ده درصد بالاست در آغاز کار جزء ده درصد پایین بوده است .هرشخص ماهری روزی ناشی بوده و هرکس که امروز جزء بهترین های حرفه اش قرار گرفته زمانی کلا در زمینه دیگری فعالیت میکرده است . بنابراین کاری را که تعداد بسیاری از مردم انجام داده اند شما نیز میتوانید انجام دهید.
به این قاعده بزرگ موفقیت توجه کنید : زندگی شما فقط هنگامی بهتر میشود که شما بهتر شوید و چون محدودیتی برای بهتر شدن وجود ندارد مرزی نیز برای بهتر کردن زندگیتان قابل تصور نیست. عزم شما برای عالی شدن در آنچه که انجام میدهید و در زمره 10 درصد بهترین ها قرار گرفتن، نقطه عطف زندگی و کلید موفقیتهای بزرگ شماست. این تصمیم همچنین مایه عزت نفس،اطمینان و مباهات بیشتر شما خواهد شد.
وقتی کارتان را واقعا خوب انجام دهید،احساس رضایت شگرفی به شما دست خواهد داد.عالی بودن در کار روی شخصیت و همه روابطی که با دیگران دارید تاثیر میگذارد. موقعی که ببینید در بالاترین سطح در زمینه کاری خود قرار دارید،احساس خرسندی و مباهات خواهید کرد.
پرسش زیر یکی از مهمترین سئوالاتی است که شما در طول عمر کاریتان میتوانید از خودتان بپرسید و پاسخ دهید : چه مهارتی است که اگر آنرا بیاموزم و به نحو احسن انجام دهم ،بشترین تاثیر مثبت را بر زندگیم خواهد داشت ؟
شما نمیتوانید در هر کاری به سرعت مهارتهای لازم را کسب کنید ولی میتوانید موثرترین مهارت را شناسایی کرده و سپس برای بهتر شدن در آن هرروز تلاش کنید.از تحولی که در اثر تعهد به عملکرد برتر در زندگیتان روی خواهد داد کاملا شگفت زده خواهید شد. خود این تعهد به تنهایی شما را در طول عمر کاریتان به یک میلیونر خودساخته تبدیل خواهد کرد.
تمرین عملی :
حوزه های کلیدی را در شغلی که دارید شناسایی کنید.چه قسمتهایی از کارتان را باید حتما به نحوی عالی انجام دهید تا به بالاترین سطح در رشته خودتان ارتقاء پیداکنید؟نقاط قوت و ضعف شما کدام است ؟ همین امروز برای کسب مهارت های لازم در حوزه ای که بیشترین تاثیر را بر زندگی کاریتان دارد برنامه ریزی کنید
فصل 6: سخت تر و بیشتر کارکنید :
هرچه سخت تر کارکنم موفق تر میشوم (جیمز تربر)
همه میلیونرهای خودساخته بسیارسخت کار میکنند.آنها کار را زودتر شروع میکنند،سخت تر کارمیکنند،دیرتر به خانه میروند و همه آنها را بعنوان سخت کوش ترین افراد در رشته خودشان میشناسند.
فرمول "اضافه بر40" را به کار ببرید.طبق این فرمول 40 ساعت کار فقط جهت گذران زندگی است و هرمیزان کار اضافه بر 40 ساعت در جهت کسب موفقیت است.اگر 40 ساعت در هفته کارکنید فقط یک زندگی معمولی خواهید داشت،هرگز پیشرفت چشمگیر و موفقیت مالی عمده ای به دست نخواهید آورد. در نظر همکاران چندان احترام و اعتباری نخواهید داشت و همیشه متوسط باقی میمانید.هرساعت اضافه بر 40 سرمایه گذاری برای اینده است.در واقع شما میتوانید براساس میزان کار بیش از 40 ساعت در هفته وضعیت خود را در 5 سال آینده به دقت پیش بینی کنید.باید اعتراف کرد که هیچ جایگزینی برای برای کارسخت و طولانی وجود ندارد.
میلیونرهای خودساخته در آمریکا بطور متوسط 59 ساعت در هفته کار میکنند .بسیاری از آنها نیز بخصوص در اوائل،70 یا 80 ساعت کار میکنند.آنها بجای پنج روز،شش روز در هفته و در هر روز ساعات بیشتری مشغول کار هستند.اگر میخواهید با یک میلیونر خودساخته تماس تلفنی بگیرید،بهتر است قبل یا بعد از ساعت معمول کاری باشد.او پیش از رسیدن کارکنان و بعد از رفتن آنها در محل کار حضور دارد.
به این جمله کلیدی عمل کنید "در تمام ساعات کاری کارکنید ! " به هنگام کار وقت را تلف نکنید.پس از ورود به محل کار بلافاصله کار را شروع کنید.وقتیکه همکاران میخواهند سر صحبت را بازکنند عذرخواهی کنید و بگویید "باید برگردم سر کارم"
ساعات کاری را صرف صحبت تلفنی با دوستان،گفتگو با همکاران یا خواندن روزنامه نکنید.تمام وقت را کار کنید.همین امروز تصمیم بگیرید که به عنوان سخت کوش ترین فدر در شرکتتان شناخته شوید . با سخت کوشی مورد توجه اشخاصی قرار میگیرید که بیش از هر عامل دیگری میتوانند در کسب موفقیت به شما کمک کنند.
تمرین عملی :
همین امروز برنامه ریزی کنید که ساعت کاری روزانه خود را افزایش دهید. تصمیم بگیرید که یک ساعت زودتر در محل کار حضور یافته و از دیگران جلو بیفتید.در وقت ناهار که دیگران نیستند شما کارکنید. همچنین در پایان روز یک ساعت بشتر بمانید که چیزی از کار باقی نماند. با این روش در حالیکه فقط دو ساعت به روز کاریتان اضافه میشود به تنهایی کارایی شما را دو برابر خواهد کرد.
فصل 7: خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید :
یادگیری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقیت در هر زمینه ای است (دنیس ویتلی)
شما عملا دارای ظرفیتی نامحدود برای یادگیری و کسب مهارتهای بیشتر در زمینه انتخابی خود هستید. توانایی های ذهنی و ذکات شما به حدی است که اگر تمام باقیمانده عمر خود را هم صرف یادگیری و کسب مهارت کنید،هرگز نخواهید توانست از تمام این ظرفیت استفاده کنید. شما تواناتر از آن هستید که برایتان قابل تصورباشد.با بکارگیری نیروی ذهنی تان در شرایط مختلف،مانعی نیست که برطرف نشود،مشکلی نیست که حل نگردد و هدفی نیست که قابل دسترسی نباشد.
ذهن شما مانند عضله است که رشد آن به فعالیت بستگی دارد.همانطور که باید عضلات خود را تحت فشار قرار دهید تا رشد کند،عضلات ذهنی خود را نیز باید برای قوی شدن به کار بگیرید. جالب اینکه هر چه بیشتر بیاموزید،قدرت یادگیری شما بیشتر میشود،درست ماننداینکه هرچه بیشتر یک ورزش یا بازی را تمرین کنید در آن بهتر میشوید.هرچه بیشتر وقت خود را صرف یادگیری مادام العمر کنید،یادگیری آسانتر میشوذ.
رهبران همیشه در حال یادگیری هستند.یادگیری مستمر کلید موفقیت در قرن بیست و یکم است. یادگیری مادام العمر حداقل شرط موفقیت در هر رشته ای است.همین امروز تصمیم بگیرید که دانشجوی حرفه خود بشویدو برای بقیه عمر به آموختن و بهتر شدن ادامه دهید.
سه کلید برای موفقیت در یادگیری مادام العمر وجود دارد:
1- هرروز به مدت 30 الی 60 دقیقه در رشته خود مطالعه کنید.مطالعه برای ذهن به منزله ورزش برای بدن است.کتاب خواندن به مدت یک ساعت در روز ،یعنی خواندن یک کتاب در هفته که بالغ بر خواندن 50 کتاب در سال و 500 کتاب طی ده سال میشود.اگر شما یک کتاب در هفته بخوانید ،نسبت به یک فرد متوسط که یک کتاب در سال میخواند برتری شگفت انگیزی در رشته خود پیدا خواهید کرد.تنها صرف یک ساعت برای مطالعه روزانه ،شما را به داناترین و شایسته ترین فرد با بالاترین درآمد در حرفه خودتان تبدیل میکند.
2- هنگام رانندگی به برنامه های صوتی گوش کنید.بطور متوسط هر فرد بین 500 تا 1000 ساعت در سال پشت فرمان اتومبیل مینشیند.این زمان معادل 12 الی 24 هفته کاری 40 ساعته یا بین 3 تا 6 ماه زمان کاری و معادل یک تا دو ترم تمام وقت دانشگاهی است.
اتومبیل خود را به یک وسیله آموزشی یا دانشگاه سیار تبدیل کنید.هرگز اجازه ندهید موتور اتومبیل روشن باشد بدون اینکه به یک برنامه آموزشی گوش دهید.بسیاری از مردم با معجزه یادگیری از طریق برنامه های صوتی میلیونر شده اند.به همین دلیل آموزش صوتی را اغلب بزرگترین جهش آموزشی پس از اختراع چاپ میدانند.
3-تا حد امکان در هر دوره و سمینار مفیدی که در رشته شما برگزار میشود شرکت کنید.ترکیب مطالعه ، گوش دادن به برنامه های صوتی و شرکت در سمینارها با یکدیگر باعث صرفه چویی صدها ساعت ،هزاران دلار و سالها کار سخت در جهت دستیابی به استقلال مالی مورد نظر شما میشود.
تصمیم بگیرید از امروز برای تمام عمر یک دانشجو باقی بمانید.این تصمیم تاثیر شگفت آوری در زندگی حرفه ای شما خواهد داشت. یادگیری مادام العمر یک عامل مهم در میلیونر شدن است .
تمرین عملی :
موضوعی را انتخاب کنید که واقعا موجب افزایش بهره وری و کارایی شما شود .تسلط کامل بر این موضوع را هدف خود قرار دهید.سپس به صورت خود آموز هر روز درباره آن مطالعه کنید.به برنامه های صوتی گوش دهید و در دورهای مرتبط شرکت کنید.چنان برروی این موضوع کار کنید که گویی آینده شما به آن بستگی دارد.چون همین طور هم هست .
تاثیر وضعیت فعلی اقتصادی بر اوضاع نیروی انسانی
در این پست قسمت نوشتن در خصوص مسائل و مشکلات مالی شرکتهای کامپیوتری را ندارم، همه از آن خبر دارند. موضوع این پست به نیروی انسانی مربوط است ...
تا همین چند وقت پیش ، حتی بهترین و حرفه ای ترین شرکتها هم چند نفری نیروی ضعیف و کم معلومات داشتند که به دلیل شرایط مختلفشان از قبیل داشتن بچه ، سن بالا و مانند آن ، بیشتر به دلایل بشر دوستانه آن نیروها را حفظ کرده و حقوقی میدادند و گاهی کاری هم به آنها میسپردند.این نوع خاص از رفتار با پرسنل باعث شده بود که در اکثر موارد ، آن افراد هم سوء استفاده هایی به روش خودشان انجام دهند، خودداری از قبول مسئولیت یا اجرای بعضی کارهای شرکت و مانند آن ، بسیار قابل مشاهده بود.
این نگرش به بخش خاصی از پرسنل که کما بیش در همه جا قابل مشاهده بود چند ماهی است که ظاهرا در حال تغییر است.
شرکتها حالا به این نتیجه رسیده اند که آنقدر منابع مالی وسیعی در اختیار ندارند که صرف موارد بشر دوستانه و خیرخواهانه کنند و ترجیح میدهند که منابع محدود شده خود را به نحوی حفظ نموده و بهره وری را تا حد امکان افزایش دهند.
آرام آرام ، پرسنلی که به تنبلی و از زیر کار دررفتن عادت کرده بودند ، اهل مطالعه و افزایش معلومات خود و تحقیق و یادگیری نبودند، در هیچ کاری نمیشد برروی آنها حساب کرد ، در هیچ جلسه ای حاضر نمیشدند و هیچگاه در خارج از ساعات کاری شرکت نمیشد برروی آنها حساب کرد و گاهگاه پوزخندی هم نثار پرسنل فعالتر و مسئولیت پذیر تر شرکت مینمودند، در حال بازنشستگی و خارج شدن از محیطهای کاری هستند. شرایط به آرامی به سمتی میرود که سگ سگ را خواهد خورد...
حبابی که هنوز نترکیده
نغییر شدید قیمت دلار و یورو خیلی از همکاران ما را به خاک سیاه نشاند و عده از زرنگها را به نان و نوایی رساند. امروز روزنامه ها نوشته بودند که بانک مرکزی از اقتصاد دانها و صاحب نظران کمک طلبیده ،..
یکی از مصائبی که اقتصاد ما و بسیاری دیگر از جنبه های این کشور با آن روبرو هستنداین است که عده ای خودشان را عقل کل میدانند و برای نظرات دیگران پشیزی ارزش قائل نیستند و وقتی که به همه چیز گند زدند و فاتحه همه چیز را خواندند دستشان را برای یاری سبز دیگران دراز میکنند.
بانک مرکزی محترم باید مدتها پیش به فکر می افتاد . آن آقایی که چند روز پیش با گردن افراخته خبر از ترکاندن حباب بازار میداد حالا تشریف بیاورند و جواب کسانی را بدهند که پول نقدشان حالا نزدیک به 20 درصد کم ارزشتر شده است .
فعالیت های نوروزی
یکی از نکات جالبی که همه ساله قبل از رسیدن سال نو مشاهده میکنم این است که اداره جات مختلف نامه نگاری میکنند که به دلیل پایان سال و حجم کاری زیاد ، از فلان تاریخ اسفندماه تا فلان تاریخ فروردین ماه پرونده قبول نمیکنند و یا خدمات مختلفی را ارائه نمیدهند.
باتوجه به این نکته تفاوت اداری ماه اسفند با سایر ماهها تنها در این است که روز 29 اسفند تعطیل است و سایر ماهها یک روز بیشتر دارند و از طرفی در تمام سازمانها و موسسات 11 ماه کاری دیگر هم وجود داشته،شاید بد نباشد که مدیران ما به این مساله بیندیشند که دلیل این تراکم کاری در ماه پایانی سال چیست ؟
حداقل از نقطه نظر بهره وری و صرفه جویی در زمان ، باید اینگونه می بود که اداره جات در ماه پایانی سال بطور ویژه و فشرده تر و ساعتهای بیشتر کار میکردند تا افرادیکه کارشان به آن اداره گره خورده سریعتر به نتیجه برسند و زمانیکه اداره جات به تعطیلات میروند آنها بتوانند به دنباله برنامه هایشان بپردازند !
نمونه علاقه سازمانها به کار فشرده تر و بیشتر را میتوانید در اداره دارایی در تیرماه ملاحظه کنید که تا ساعت 8 شب هم کار میکنند و هم به ارباب رجوع جواب میدهند و هم در روزنامه و تلویزیون فعال بودن خودشان را اعلام میکنند ...
ما و کارتهای بانکی
ماجرای کارتهای بانکی و افشاء شدن اطلاعات آنها برروی اینترنت چند روزی است که به گوش خیلیها رسیده و شاید عده ای هم به وبلاگ مربوطه مراجعه و برای احتیاط شماره کارتشان را آزمایش کرده باشند.
چند روز اول خبری نبود ، بعد طبق روال مرسوم ، بانک مرکزی تکذیب کرد و بعد از همه خواست رمزهایشان را عوض کنند . سایر بانکها هم زحمتی به خودشان ندادند .اینکه اگر این اتفاق در کشورهای خارجی می افتاد چه میشد و پوست چند نفر را میکندند مساله ای است که دیگر حتی نیازی به توضیح ندارد.
پس از این خلاصه به مسائل اصلی این جریان میرسیم. نظر به اینکه وبلاگ آن آقایی که منتشر کننده شماره کارتها بوده را فقط یکبار خوانده ام شاید بعضی مسائل درست به یادم نمانده باشد ولی به هر حال بد نیست همه این آقایان چه در بانکها و چه در شرکت انیاک و چه خود این آقا (آقای خسرو زارع ) بیایند و جواب بدهند:
(این سئوالات را بعنوان یک برنامه نویس که کمی برنامه نویسی بلد است نوشته ام)
الف- آقای زارع در وبلاگشان نوشته اند که در پروژه راه اندازی شریک شرکت بوده اند و اینطور که از ظاهر امر بر می آید این پروژه یک نفره اجراء شده. اگرچه این نوع شراکتها در این روزها کاری عادی شده ولی باید از بانکهای ما پرسید که به راستی شما چگونه پیمانکارانتان را انتخاب میکنید؟ و چگونه صلاحیت فنی آنها را تایید میکنید؟ و این شرکت چگونه توانسته یک پروژه یک نفره را به گونه ای نمایش دهد که هیچکس متوجه یکنفره بودن آن نشده ؟
ب- در این وبلاگ شماره کارتها و رمز آنها اعلام شده . به فرض صحت این مساله ، سئوال مطرح میشودکه تکنولوژی نگهداری رمز در سیستمهای بانک ما چگونه است که یک نفر میتواند به راحتی رمزها را از بانک اطلاعاتی به دست آورد در حالیکه در سیستمهای پدر و مادر دار ، کلمه رمز قابل تغییر هست ولی تحت هیچ شرایطی قابل مشاهده نیست ؟ حتی اگر بانک اطلاعاتی در دست خود این شرکت بوده آیا ساختار طراحی یک بانک اطلاعاتی بخصوص بخش مربوط به پسوردهای آن باید اینقدر ضعیف باشد؟ و آیا در بانکهای ما یکنفر کارشناس فناوری اطلاعات درست و حسابی نبوده که حتی یکبار به فکر بیفتد و این مساله را کنترل کند ؟
پ- آیا بانکهای ما گواهینامه های ISMS را دریافت کرده اند ؟ تا جایی که به باید دارم دریافت این گواهی ها تا پایان سال قبل اجباری بود و باید تمام میشد. اگر این گواهی گرفته نشده باید سئوال شود که چرا؟ و اگر گرفته شده باید سئوال شود که گرفتن این گواهی که احتمالا برای این بانکها هزینه های گزافی هم داشته چه تاثیری در عملکرد بانکهای خواب آلود ما داشته ؟
چرا باید نزدیک به یک هفته بعد از انتشار این شماره ها هنوز بسیاری از بانکها ما در این خصوص سکوت کنند ؟
ت- مدیران شرکت انیاک چرا تابحال هیچ جوابی به مردم در این خصوص نداده اند ؟ جمع کل مبلغ موجود در کارتهایی که در وبلاگ آقای زارع ذکر شده اند حتما مبلغ گزافی میباشد . این شرکت در برابر سهل انگاری و در خطر قراردادن میلیاردها تومان پول مردم چه حرفی برای گفتن دارد ؟
سایت شرکت انیاک امروز در دسترس نیست و پیام This account has been suspended نمایش داده میشود.
ث- مراکزی از قبیل پلیس فتا ، مرکز ماهر و دهها وکیل و وصی دیگر فناوری اطلاعات در کشور ما چه میکنند؟ چرا تنها واکنش قابل مشاهده از آنها ، اعلام "اطلاعیه مهم بانک مرکزی در خصوص کارتهای بانکی" در سایتهایشان است ؟
وقتیکه پلیس فتا آنقدر نیرو دارد که برای بازرسی از کافی نتهای سراسر کشور گشت دوره ای راه می اندازد یا پرسنل این پلیس آنقدر تخصص دارند که هکرها را با وجود استفاده از vpn و ابزارهای پنهان کننده هویت شناسایی و دستگیر میکنند ، الان وقت آن است که چند روزی کارشناسان خود را به بانکها بفرستند و خیلی چیزها را بررسی کنند ...
ج- شنیدن شکایتهایی از مردم که مدعی برداشت پول از حسابهایشان توسط دیگران هستند چیز غریبی نیست ، شاید بانکهای ما باید در اولین قدم تمام شکایتهای دریافت شده چند سال اخیر را مجددا بررسی کنند و با شرایط موجود مطابقت دهند و ضرر و زیان ادعا شده توسط مردم را که احتمالا حالا مدارک بهتری برای اثبات آن وجود دارد از جیبشان بپردازند ...
بیایید در پایان دعا کنیم که این سیستم مربوط به شرکت انیاک که در بانکهای ما هم استفاده میشود ، حداقل بانک اطلاعاتی مورد استفاده اش Access نباشد !
پی نوشت :
به سایت بانکداری الکترونیک بانک تجارت رفتم ، دیدم که پیام زیر ظاهر شد:
The site's security certificate is signed using a weak signature algorithm
خودکرده را تدبیر نیست !


